هویت ملی

بسیاری از ما به تاریخ همانگونه که بوده است، علاقه ای نداریم. بلکه به آن تاریخی علاقه داریم که در ذهن خود ساخته ایم. چیزهایی که ساخته ایم و خود چونان قدیسی پرستشش می کنیم. عامل همیشگی ناکامی و شکست ما در برهه های مهم روزگار بوده وهست.نخواسته ایم واقعیت ها را چونان که اتفاق افتاده ببینیم، بلکه خواسته ایم چونان که دوست داشتیم اتفاق بیفتد، ببینیم. نتوانسته ایم ضعف های خود را با شنیدن انتقادها جبران کنیم و آنها را تبدیل به قوت کنیم. بلکه بر ضعف خود چندان پافشاری کرده ایم تا از پای درآمده ایم درد اصلی ما احساس نبود یا کمبود هویت ملی است. اما این درد که همگان خود را متخصص حل مسائل هویت ملی می دانند، دردناک تر از اصل درد است. ما بر سر هویت ملی ایرانی چانه می زنیم و به خیال خود داریم آن را حل می کنیم، در حالیکه بسیاری از ما نمیدانند هویت و ملیت چیست

از ایرانی پاک سرشت ونیک گفتار دیروز چه مانده است وچقدر در روح وجان جوانان امروز نام ویاد اهورامزدای دیرین ایرانی وجود دارد.مگرنه همان اهورامزدای دیرین ماهمین خدای امروزاست .ما که همان خدای یکتایی را می پرستیم که از ابتدا پرستش می کردیم پس چرا کردار وگفتار و پندارمان مانند پیشینیان نیست؟مشکل از کجاست؟هر چه به جلو می رویم از ایرانی دیروز بیشتر فاصله می گیریم ما چقدر به تاریخ گذشته کشورمان که همان هویت ملی ماست بها می دهیم؟ باید اصل و ریشه واقعی خودمان را جستجو کنیم.

بندرت می توان چیزی واقعاً خواندنی و مرجع دردنیای اینترنت پیدا کرد. کافیست مثلاً نام خوارزمی یا بیرونی یا سجزی را جستجو کنی و ببینی چه کتاب هایی ازآنان می توانی پیدا کنی. بعد نام فرنگی یا روسی همین ها را جستجو کن و ببین چه خبر است. بعد چند تا جک و لطیفه و چیزهایی که افتد و دانی جستجو کن، داده ها سر بر میلیارد می زند. همه چیز برای ما اسباب تفریح و سرگرمی است. ملتی که بزرگ ترین دشمنش خودش است و هیچکس به اندازه ی خودش به خودش آسیب نمی زند.همه استاد و صاحب نظر تاریخ و گاهشماری و زبان فارسی و جامعه شناسی و سیاست و باستان شناسی و هر چیز دیگری هستیم. اما در باره ی هر کدام فقط چند خط غلط غولوط می توانیم از روی دست هم بنویسیم .منشور کورش را سردرسازمان ملل چسبانده اند، «زرتشت توحیدی بود»، «کورش بابل را فتح کرد»، «انوشیروان عادل بود»، «ایران صد هزار سال تاریخ دارد»

در کتابهای درسی نوجوانان ما جای تاریخ کهن ایران خالیست.فقط اشارهای محو وکوتاه در کنج تاریک کتابها دیده می شود.در خانواده ایرانی چقدر از داستانهاواشعار شاعران بزرگ گفته و خوانده می شود؟جشنها و عیدهای ایران باستان که بهانه ای برای شادی ونشاط مردم بود فراموش شده .چه شد که ایرانیان اینقدر دل مرده ودل سرد شده اند که هر جا بساط غم وناراحتی برپاست به آن روی می آورند.واقعا چقدر به هویت ملی خود اهمیت میدهیم؟چقدرازغرورملی گذشته ایرانمان در رگ حیات ماست که سربلند کرده وفریاد زنیم ماهمان ایرانی هستیم.

استوانه ی گِلین کورش بزرگ موسوم به منشور حقوق بشر کورش

ساخت منشور

در حدود سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۸۷۹-۱۸۸۲) به هنگام کاوشهای باستان‌شناسی در بابل در میان‌رودان، هورمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهٔ سفالین موسوم به کوروش کبیر را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بودجنس این استوانه از گل رس است، ۲۳ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن در حدود ۴۰ خط به زبان آکادی و به خط میخی بابلی نوشته شده‌است. بررسی‌ها نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح به دستور کوروش بزرگ پس از شکست نبونید (بخت‌النصر) و گشوده شدن شهر بابل، نوشته شده‌، به عنوان سنگ بنای یادبودی در پایه‌های شهر بابل قرار داده شده‌است. در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش «ایران باستان» در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

از سوی دیگر در سال‌های اخیر آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را از آن نبونبید پادشاه بابل می‌دانستند، در حقیقت پاره‌ای از استوانه کوروش بزرگ، از سطر‌های ۳۶ تا ۴۳ است. پس از این کشف، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانه اصلی پیوست گردید.

 

در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران، به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد.

 

کوروش ، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و آغازگر سلسله هخامنشیان، پس از تسخیر بابل، در بابل تاج‌گذاری کرد و اعلام عفو عمومی داد؛ ادیان بومی را آزاد اعلام کرد، مردوک که کهن‌ترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته، او را نیایش کرد و سپاس گفت. او هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت. او تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزلگاه آنها را به ایشان بازگرداند. کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد.

منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر)

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم :
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد

دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،
مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،

و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران

من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند
و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .