اي جوانان عجم اجر شما با اسفناج

اي جوانان عجم اجر شما با اسفناج!

مثل سلطاني که صبح افتاده است از تخت و تاج

گيج گيجم، گول گولم، هاج و واجم، هاج و واج

پيش از اين در عهد دقيانوس عشقي بود و نيست

عاشقي پول سياهي بود کافتاد از رواج

روزگاري عقل و عشق از ما گرفتي خط و ربط

روزگاري هند و چين مي‌دادي ايران را خراج

عاشقان پر مي‌کشند اين روزها در قصر وهم

شاعران افتاده‌اند اين روزها از برج عاج

زندگي اين روزها اين است : تزويج دو ضد

کافر زاهد صفت با شاعر عاشق مزاج

نيستي در خانه‌ها حرفي به غير از داد و قال

نيستي در سفره‌ها چيزي به غير از احتياج

عارفان يعني خريداران درد بي دوا

صوفيان يعني گرفتاران زخم بي علاج

شيخ يعني آن که در خلوت نمي‌بيند خدا

خواجه يعني آن که بازي مي‌کند با خشت و خاج

در فتوت نامه تان چيزي نخواندم جز حسد

در سياست نامه تان حرفي نديدم غير باج

بعد از اين بر عقل و دينم مي‌کشم طرحي دگر

بعد از اين بر شعرهايم مي‌زنم چوب حراج

غير شاعر کس به شعر شاعران قيمت نداد

کس اميرالحاج را حرمت نکردي غير حاج

سبزي از دل‌هاي مان رفته ست، دل‌ها آهني ست

اي جوانان عجم اجر شما با اسفناج!

عصر حجيّت گذشت و دور عليّت رسيد

حجّت ما همچنان عشق است روز احتجاج

کاش باران مي‌گرفتي در شب ما کاش کاش

کاش نرگس مي‌دميدي در دل ما کاج کاج

باز ديشب اصفهاني در دلم دم مي‌گرفت

افتخاري قطعه‌اي مي‌خواند از استاد تاج

باز هم از دهلي نو مي‌روم تا اصفهان

تا شب زاينده رود و سوز آواز سراج

علي رضا قزوه
اسفند ماه 1387 ـ دهلي نو

جشن نوروز

 

جشن نوروز از آیین‌های باستانی و ملی ایرانیان می‌باشدمنشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، اما این جشن، قدمتی سه هزار ساله دارد و قدیمی‌ترین آیین ملی در جهان به شمار می‌رود. در برخی از متون کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متون، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. ابداع نوروز در شاهنامه، بدین صورت روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان منور شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

با استناد بر نوشته‌های بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استان‌های گوناکون که پیشکش‌هایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند می‌پذیرفتند.همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن می‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ می‌شد. سپس کسی که به خوشقدمی شناخته شده بود وارد می‌شد. و سپس والامقام‌ترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ می‌شد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه می‌کردند. شاه پیشکش‌های نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش می‌کرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته می‌شد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ می‌پاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر می‌گفتند، آنها را برنمی داشتند.
نوروز جشنی است که یک جشن کوچک‌تر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن می‌آید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.

فردوسی میگوید :

روز  نوروز  در زمان  کیان

می نهادند  مردم  ایران

شیر و شهد  و شراب  و  شکر ناب

شمع  و شمشاد  و  شاهد  اندر خوان

بنا به بعضی از گفته ها پس از سلطه تازیان(مسلمانان)، نوشیدن شراب را منع میداشتند ، سفره هفت شین به هفت سین تبدیل گردید

که عبارتند از:

1-     سیب به نشان برکت و نعمت و فراوانی و آنچه نیکی است

2-     سبزه یا سبزی به نشان شادی و خرمی

3-     سمنو به نشان افزونی نان و خوراک افراد خانواده

4-     سیر به نشان دفع آفات و پاکیزگی محیط زیست

5-     سرکه به نشان تندرستی و ایمنی و پاکی و پاکیزگی

6-     سماق به نشان برکت اجاق و آشپزی خانواده

7-     سنجد به نشان عشق و ازدواج و تولید نسل

(یکی از دوستان گرامی لطف داشتن و با ارسال مطلبی ریشه سفره هفت سین ایرانی را اینگونه بیان میکنن که میتونه اصالت بیشتری داشته باشه.با تشکر )

خوان نوروزي هفت پايه اصلي دارد كه هفت سين خوانده مي شود و چيزهايي را شامل مي شود كه نخستين حرف آنها سين است. هر چند برخي از افراد در هفت سين بودن آن شك كرده اند و مي پندارند كه بعد از حمله اعراب و ايجاد تغييرات ديني در ايران ، اين سفره هم دچار دگرگوني شده است. ولي بر اساس اسناد تاريخي اين ادعاها واقعيت ندارند.

و برخی می گويند ايرانيان پيش از اسلام ، هفت شين داشتند و بر سر خوان نوروزي شراب و شهد مي گذاشتند. ولي هر دوي اين واژه ها عربي هستند و ايرانيان اگر قرار بود شراب بر سر خوان نوروزي بگذارند بايد هفت ميم مي داشتند. چون معادل فارسي شراب ، مي است.

هفت سين 

 سبزه نودميده : سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج ها است ، در قابهاي گرانبها سبز مي كردند. در كاخ پادشاهان 20 روز پيش از نوروز دوازده ستون از خشت خام بر مي آوردند و بر روي هر يك از انها يكي از غلات را مي كاشتند ، خوب روئيدن هر يك از آنها را به فال نيك مي گرفتند و مي گفتند كه آن دانه در آن سال پر بار خواهد بود. در ششم نوروز آن غلات را مي چيدند و به نشانه بركت و باروري در تالار پخش مي كردند.

  سه قاب از سبزه ها را به نشانه هومت ، هوخت و هورشت بر خوان مي نهادند و بر روي آنها گندم ، جو و ارزن كه خوراك اصلي مردم بود سبز مي كردند. رنگ سبز آنها رنگ ملي و مذهبي ايرانيان بود و خوان نوروزي را زينت مي بخشيد. سبز شدن دانه نماد امشاسپند امرداد است. مردم بر اين باورند كه فروهر نيكان باعث باليدن و سبز شدن دانه ها به هنگام بهار مي شود.

 سمنو : از جوانه هاي تازه رسيده گندم ساخته مي شد از آنجايي كه فروهرها باعث روئيدن گياهان و جوانه زدن آنها مي شوند ، خوردن اين جوانه هاي بارور سبب نيرومندي و باروري در تمام سال مي گردد. 

 سنجد : يكي از ميوه هايي است كه در خوان نوروزي گذاشته مي شود. چون بوي برگ و شكوفه درخت آن محرك عشق و دلباختگي است كه از مقدمات اصلي تولد و  زايندگي است ، پس وجود آن نشانه اي از زايش كيهاني است.

 سيب : روستائيان سيب را در خمهاي وپژه اي نگهداري مي كردند و پيش از نوروز به يكديگر هديه مي دادند. سيب با زايش هم نسبت دارد. بدين صورت كه اغلب درويشي سيبي را از وسط نصف مي كردو نيمي از آن را به زن و نيمه ديگر را به شوهر مي داد. بدين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايي رها مي شد.

سكه زرد و سفيد :نمادي از امشاسپند شهريور كه نگهبان فلزات است و بودن آن بر سر خوان موجب بركت و سرشاري در آمد انسان مي گردد.

در طی سالیان پر فراز و نشیب ِ تاریخ ایران کوششهایی یا از روی دشمنی یا نادانی و یا درد دین (!) برای کمرنگ کردن و بی اهمیت جلوه دادن نوروز صورت گرفت.نویسندگان و نظریه پردازانی نیز بوده‌اند که نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می‌دانستند. بنابر نمونه ، امام محمد غزالی در کیمیای سعادت سفارش می کند که : (( ایرانیان ، جشن ِ نوروز و سده را نگیرند! چراغانی نکنند! لباس ِ نپوشند! حتی عزاداری کنند تامجوس از بین برود!! ))

 

آرزو  داریم  و آرزومندیم ، این نو آیین روز، نوروز دل  فروز

 بر همه ایرانیان   پارسی گو  فرخنده  باشد.

نوروز خجسته باد.

چهار شنبه سوری

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد

سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.

مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند

در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. و در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند

زردي من از تو ، سرخي تو از من

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند.هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است

 

این مراسم برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد

برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ).ایرانیان دراين پنج روز آتش روشن می کردند تا روح نياکانشان را به خانه ها دعوت کنند

آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری

 

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است

بعضی از آیین های شب چهار شنبه سوری

آجیل مشگل گشا: که شامل پسته، بادام، سنجد، برگه ی هلو، انجیر و خرما که گاهی نارگیل، قیسی ومویز و نبات هم به آن می افزایند

فال گوش: در مناطق زرتشتی نشین با ایستادن در زیر بام ها خواستار شنیدن پیامی از وی فروهی ها می باشند

فال کوزه: در این شب درون کوزه اشعاری (بیشتر حافظ) را درون کوزه ای همراه با چیزی از افراد مانند انگشتر یا گوش واره می انداختند و کودکی یک شعر و یک شی را در می آورد که نشان فال وی بود

کجاوه بازی یا شال اندازی: که با آویختن کجاوه کوچکی که می سازند و یا شال کمر از بالای بام خواستار هدیه می شوند

قاشق زنی: که بیشتر جنبه سر گرمی دارد و جوانان با انداختن چادر روی خود را می پوشانند و با زدن قاشق به هم به جلوی خانه ها رفته و خواستار هدیه می شوند

کوزه شکنی: با شکستن کوزه ای آب ندیده (نو) خواستار رفع بلا و قضا می شوند

گره کشایی: در این شب کسانی که فکر می کنند بختشان بسته است، با گره زدن بخشی از دستمال یا روسری خویش بر سر راهی می ایستند و از اولین کسی که می گذرد می خواهد گره را باز کند تا بخت او هم باز شود

آش چهارشنبه سوری: صاحب نذر با اعلام پختن آش از دیگران می خواهد که نذری اگر دارند بیاورد و در آش شریک شوند

زنان و شاهدخت های نامدار ایرانی پیش ازحمله اعراب به ایران و سال‌های آغازین اسلام

  

فهرستی از نامهای زنان حقیقی ایرانی (به ترتیب حروف الفبا و همراه با بیوگرافی کامل آنها) میباشد که پیش ازحمله اعراب به ایران یا در خلال این حملات و سال‌های آغازین اسلام در ایران می‌زیستند. این فهرست دربرگیرنده نام زنان افسانه‌ای و اسطوره‌ای نمی‌شود.

  • آباندخت همسر داریوش سوم
  • آپامه سردار ساسانی٬ دختر سپیتمن
  • آتوسا نام دختر کورش بزرگ٬ همسر داریوش بزرگ٬ مادر خشایارشا٬ دختر اردشیر دوم
  • آذر آناهیتا همسر شاپور یکم ساسانی
  • آذرنوش سردار ساسانی 
  • آذرین شاهدخت هخامنشی که سردار نیز بود                     
  • آرتادخت وزیر دارایی اردوان چهارم اشکانی
  • آرتمیز (یا آرتمیس) فرمانده نیروی دریایی خشایارشا
  • آرتونیس دختر ارته باز و سردار داریوش بزرگ 
  • آریاتس سردار هخامنشی
  • آریان همسر ایشتوویگو و مادر ماندانا                                                          
  • آزاده هنرمندی در زمان بهرام گور و دلداده او
  • آزرمی‌دخت شهریار ساسانی و دختر خسروپرویز
  • آسپاس دختر اردشیر دوم
  • آسپاسیا همسر کورش دوم
  • آمستریس دختر داریوش دوم
  • آندیا همسر بابلی اردشیر درازدست
  • ابردخت سردار ساسانی
  • ارتیستون دختر کورش بزرگ و خواهر آتوسا
  • اسپازیا دلداده یونانی کورش دوم
  • استاتیرا دختر داریوش سوم
  • الوگون همسر بابلی اردشیر درازدست
  • امستریس همسر خشایارشا٬ دختر هوتن٬ دختر اردشیر دوم هخامنشی
  • امیتیس همسر کورش بزرگ٬ دختر هووخشتره که باغهای معلق بابل به نام اوست
  • انوشه خواهر پدر شاپور یکم                                              
  • بانو همسر بابک خرمدین
  • بانودخت مادر انوشیروان
  • بخت آفرید (در دربار خسرو انوشیروان)
  • برزآفرید سردار ساسانی
  • برزین دخت سردار ساسانی
  • به آفرید دختر گشتاسب٬ نام زنان ساسانی
  • پارمیس دختر بردیا و برادر کمبوجیه و همسر داریوش بزرگ
  • پانته آ همسر آریاسب سردار کورش یزرگ
  • پدما همسر داریوش
  • پرنگیس دختر افراسیاب٬ همسر سیاوش٬ مادر کیخسرو
  • پروشات شهبانوی داریوش دوم٬ مادر اردشیر دوم هخامنشی
  • پریزاد همسر داریوش دوم٬ دختر اردشیر
  • پوراندخت شهریار ساسانی و دختر خسروپرویز
  • پوروچیستا دختر زردشت اسپنتمان
  • پیروزدخت از نیاکان مزدک
  • جهان بانو خواهر شهربانو٬ شاهدخت ساسانی
  • دارای‌دخت شاعر
  • داناک سردار هخامنشی
  • دغدو مادر زردشت اسپنتمان
  • دینَگ (زنی فرمانروا و مادر هرمز سوم)
  • رخسانه (رکسانه) دختر داریوش سوم، همسر باختری اسکندر مقدونی
  • روشنک دختر داریوش سوم 
  • سورا دختر اردوان پنجم
  • سیم تن همسر بهرام گور
  • سیمین دخت شاهدخت ارمنستان ایران
  • شاپوردخت دختر شاپور یکم
  • شاپوردُختک مادر بهرام سوم ساسانی
  • شهربانو دختر یزدگرد سوم ساسانی
  • شهرزاد شاهدخت ساسانی٬ دختر هزار و یک شب
  • شیرین همسر خسروپرویز و دلداده فرهاد
  • کاساندان همسر کوروش
  • گردآفرید سردار ساسانی
  • گُردویه (فرمانده سپاه ساسانی)
  • گلبویه سردار ساسانی
  • ماندانا دختر آستیاگ پادشاه ماد و همسر کمبوجیه و مادر کوروش بزرگ
  • ماه آذر سردار ساسانی
  • مروارید دختر فیروز
  • مشکناز دلداده بهرام گور
  • مشیا (مشیانه) نخستین مادر آریایی در اوستا٬ بمنزلهٔ حوا در نزد اقوام سامى
  • موزا شهریار زن اشکانی و همسر رومی فرهاد چهارم و مادر فرهاد پنجم اشکانی
  • مهرمس سردار هخامنشی
  • مهریار سردار ساسانی
  • میتراداد سردار اشکانی
  • میترادخت سردار اشکانی
  • نگان زن دلاوری که با تازیان جنگید
  • نوش آفرین شاهدخت ساسانی
  • نوشین نامی ساسانی بویژه در زمان انوشیروان دادگر
  • وهومسه سردار هخامنشی
  • هوتن مادر داریوش بزرگ
  • هومی یاستر سردار هخامنشی
  • یوتاب خواهر آریوبرزن و سردار داریوش سوم در جنگ با اسکندر مقدونی که همراه با برادر خود پا به پا جنگید.
  • منبع : ویکی پدیا
  • حکومتها و پادشاهان ایران از گذشته تا کنون

     مادها                                                              

     1 -   ديوکس ( ديااکو )
     2 -   کياکسار ( هوخشتره 
     3 -   فرورتيس { فرااورت }
     4 -   آستيیاگ

    هخامنشیان

    1   -   کوروش کبیر
    2   -   کبوجیه دوم
    3   -  داریوش اول
    4   -  خشایارشا اول
    5   -  اردشیر اول
    6   -  خشایارشا دوم
    7   -  سغدیان
    8   -  داریوش دوم
    9   -  اردشیر دوم
    ۱۰ -  اردشیر سوم
    11 -  ارشک
    12 -  داریوش سوم

     اشکانیان 

    1  -  ارشک ، اشک اول
    2  -  تیرداد اول ، اشک دوم
    3  -  اردوان اول، اشک سوم
    4  -  فری یاپت ، اشک چهارم
    5  -  فرهاد اول ، اشک پنجم
    6  -  مهرداد اول ، اشک ششم
    7  -  فرهاد دوم ، اشک هفتم
    8  -  ارداون دوم ، اشک هشتم
    9  -  مهرداد دوم ، اشک نهم
    ۱۰-  ژسنتروک ، اشک دهم
    ۱۱-  فرهاد سوم ، اشک یازدهم
    12- مهرداد سوم ، اشک دوازدهم
    13- ارد اول ، اشک سیزدهم
    14- فرهاد چهارم ، اشک چهادهم
    15- فرهاد پنجم یا فرهادک ، اشک پانزدهم
    16- ارد دوم ، اشک شانزدهم 
    17- ونن اول ، اشک هفدهم
    18- اردوان سوم ، اشک هجدهم
    19- وردان ، اشک نوزدهم
    20- گودرز ، اشک بیستم
    21- ونن دوم ، اشک بیست و یکم 
    22- بلاش اول ، اشک بیست و دوم 
    ۲3- پاکور ، اشک بیست وسوم
    24- خسرو ، اشک بیست وچهارم
    25- بلاش دوم ، اشک بیست و پنجم
    26- بلاش سوم ، اشک بیست وششم 
    27- بلاش چهارم ، اشک بیست وهفتم
    28- بلاش پنجم ، اشک بیست و هشتم
    29- اردوان پنجم ، اشک بیست و نهم

    ساسانیان

     

      1 - اردشیر اول
      ۲ - شاپور اول
      3 - هرمزد اول
      ۴ - بهرام اول
      ۵ -  هرام دوم
      6 - بهرام سوم
      7 - نرسی
      8 - هرمزد دوم
      9 - آذر نرسی
      10- شاپور دوم
      11- اردشیر دوم
      12- شاپور سوم
      13- بهرام چهارم
      14- یزد گرد اول
      15- بهرام پنجم
      16- یزد گرد دوم
      17- هرمزد سوم
      18- پیروز اول
      19- بلاش
      20- قباد اول
      21- خسرو انوشیروان
      22- هرمزد چهارم
      23- خسرو پرویز
      24- شیرویه
      25- اردشیر سوم
      26- شهربراز
      27- پوران
      28- یزد گرد سوم

     

     

    طاهریان 

     

      1 - طاهر بن حسین معروف به ذویمینین 
      ۲ - طلحه بن طاهر 
      3 - عبدالله بن طاهر 
      4 - طاهر بن عبدالله 
      5 - محمد بن طاهر بن عبدالله

     

    علویان 

     

      1- داعی کبیر
      2- ناصر کبیر

     

    صفاریان

     

      1 - یعقوب لیث صفاری

      2 -  عمرو ان لیث صفاری

      3 - علی بن لیث صفاری

      4 - طاهر بن محمد بن لیث صفاری

      5 - خلف بن احمد 

     

    سامانیان

     

      1 - اسماعيل بن احمد

      2 - ‌ احمد بن اسماعيل

      3 - نصربن احمد

      4 - نوح بن نصر

      5 - عبد الملك بن نوح

      6 - منصوربن نوح

      7 - نوح بن منصور

      8 - منصور بن نوح

      9 - عبدالملك بن نوح

     

    ال زیار


      1- مرداویج


     

    آل بویه

     

      1- على عماد الدوله
      2 - حسن ركن الدوله
      3 - احمد معز الدوله
      4 - عضد الدوله
      5 - جلال الدوله

     

    غزنویان

     


      1 -  سبكتكين

      2 - محمود غزنوی
      ۳ -  مسعود غزنوی


     

    سلجوقیان

     


      1 - رکن‌الدين طغرل‌بک بن سلجوق

      2 - عضدالدوله آلپ‌ارسلان
      3 - جلال‌الدوله ملکشاه
      4 - محمود بن محمد بن ملکشاه
      5 - معزالدین احمد سنجر


     

    خوارزمشاهیان 

     


      1 - اتسز خوارزمشاه

      2 - ایل ارسلان
      3 - سلطانشاه
      4 - علاءالدین تکش
      5 - قطب الدین محمد بن تکش
      6 - جلال الدین منکبرنی


     

    صفویان 


      1 - شاه اسماعیل اول

      2 - شاه تهماسب
      3 - شاه اسماعیل دوم
      4 - شاه عباس اول
      5 - شاه عباس دوم
      6 - شاه سلیمان
      7 - سلطان حسین


     

    افشاریان 


      1 - نادر شاه افشار

      2 - شاهرخ شاه افشار


     

    زندیه 

     

    1 - کریم خان زند
    ۲ - لطفعلی خان زند


     

    قاجاریه 


      1 - آغا محمد خان قاجار

      2 - فتحعلی شاه قاجار
      3 - محمد شاه
      4 - ناصرالدین شاه
      5 - مظفرالدین شاه
      6 - محمد علی شاه
      7 - احمد شاه

     

    پهلوی

     

      ۱ - رضا شاه پهلوی
      2 - محمد رضا شاه پهلوی

     

     

    منبع:http://www.yadeyar.ir