سرزمین مصر در سال 525 پیش از میلاد به تصرف  کمبوجیه دوم، دومین پادشاه هخامنشی درآمد. با اینکه مصریان چندین بار شوریدند تا استقلال خود را بازیابند و یک بار نیز برای کوته زمانی موفق به این کار شدند، اما دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر که به غلبه ی اسکندر مقدونی پیوسته شد، دوران پایان تمدن درخشان و دیرینه ی مصر و پادشاهی بومی فراعنه بود.

از دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر، آثار و یادمان های پرشماری برجای مانده است که بیشترین آن ها از زمان داریوش بزرگ است. این آثار، از کوشش هخامنشیان برای سازندگی و اصلاحات اداری در مصر و نیز از روحیه ی مدارای مذهبی آنان حکایت دارد. یکی از مهم ترین آثار به جای مانده از زمان داریوش در مصر، آبراهی است که رود نیل را به دریای سرخ پیوند می دهد. در طول مسیر این آبراه، تاکنون پنج ستون سنگی یادمانی از این پادشاه شناسایی شده است.

هدف از ساخت این آبراه در دوران باستان - برخلاف منظور سازندگان کانل سوئز امروزی - تنها پیوند دریای مدیترانه با دریای سرخ و اتصال آب های آزاد سرزمین های شرق و غرب نبوده است. بلکه هدف اصلی تر، پیوند دریایی ِشهرها و روستاهای بزرگ و پرشمار مصر و حاشیه ی رود نیل با سرزمین های شرقی و ایجاد راه آبی تجاری بوده است. به همین دلیل نیز هست که مسیر آبراه، دریای سرخ و رود نیل را به یکدیگر متصل می سازد.

داریوش، پنج کتیبه بر روی سنگ گرانیت سرخ رنگ (سنگ سماق) در کنار این آبراه مهم نگاشته است که یادمانی از انجام این برنامه ی بزرگ و شگفت مهندسی و زمین پیمایی در عصر باستان است. سنگ ها بلندایی در حدود 3 متر دارند

نخستین کتیبه در ابتدای آبراه و در نزدیکی شهر فعلی سوئز قرار دارد. دومین کتیبه در شهر «شالوف / الشَلوفه» است که امروزه در میانه ی میدانی در این شهر جای دارد. سومین کتیبه در ابتدای دریاچه ی تلخ و در محل شهر فعلی «کِبرِت / کبریت» برپا شده است. چهارمین کتیبه در نزدیکی شهر «سرابه / سرابیوم» و پنجمین کتیبه نیز در نزدیکی «تل مسخوطه / تل المسخوطه» قرار دارد.

حضور داریوش در سنگ یادمان ها با تشریفات دوگانه ی ایرانی و مصری، و نیز یادکرد توأمان او از خدایان ایرانی و مصری، نشانه ای دیگر از احترام ایرانیان به آیین ها و باورداشت های ملت ها و اقوام دیگر و حتی ملل مغلوب است.

اما سالم ترین متن فارسی باستان در میان رونوشت های گوناگون این کتیبه متعلق به نسخه های شالوف / شلوف و کِبرِت است.

بخش نخستِ این متن، یک سطر و یک واژه دارد که همانا نام داریوش به تنهایی است. این نام همانند متن هیروگلیف در یک قاب بیضوی در میان تصویر او و تصویر خدا (در این جا اهورامزدا) نوشته شده است.  بخش دوم دارای هفت سطر به فارسی باستان در سمت راست نگاره ها و پشت سر داریوش، و نیز چهار سطر به عیلامی و سه سطر به اکدی است که در سمت چپ نگاره ها و پشت سر اهورامزدا نوشته شده است. بخش سوم که در بر گیرنده ی متن اصلی فرمان ساخت آبراه است در زیر نگاره ها، دارای دوازده سطر به فارسی باستان و هفت سطرِ بازمانده به عیلامی است که ادامه ی متن عیلامی به همراه کل متن اکدی آن از میان رفته است. روی دیگر این تخته سنگ به مانند نسخه ی تل مسخوطه دارای متنی آسیب دیده به هیروگلیف است.

ترجمه ی فارسی سنگ نبشته ی فارسی باستان داریوش بزرگ در سوئز :

شاه بزرگ، شاهانْ شاه، شاه سرزمین ها، شاه در این زمین بزرگ، پسر ویشتاسپ  هخامنشی

 

خدای بزرگ است اهورامزدا [ اهورامَزداه ]، که بیافرید آن آسمان را. که بیافرید این زمین را، که بیافرید آدمی را، که بیافرید از برای آدمی شادی را، که داریوش را شاهی فرا داد، که داریوش را شهریاری ای فرا داد بزرگ، با اسبان خوب، با مردمان خوب.

من داریوش، شاه بزرگ، شاهانْ شاه، شاه سرزمین هایی با گوناگون مردمان، شاه در این زمین بزرگ، پهناور و دورکرانه، پسر ویشتاسپ، هخامنشی

گوید داریوش شاه، من پارسی ام، از پارس  مصر  را گرفتم، من فرمان دادم به کندن این آبراه ، از رودی به نام نیل که در مصر روان است، به سوی دریایی که از پارس می رود، پس آنگاه این آبراه کنده شد، چنان که فرمان من بود، و کشتی ها در این آبراه از مصر به سوی پارس رفتند، چنان که خواست من بود.