هنر موسيقي درايران عمري به بلنداي تاريخ سرزمين آريايي دارد. درايران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشيد گروهي به نواختن طبل و کرنا مي‌پرداختند. درآن‌زمان3نوع موسيقي‌آئيني،بزمي و رزمي مرسوم بوده است. همچنين درجشن‌هاوروزهاي تاريخي و ملي نواي موسيقي‌ايراني بگوش مي‌رسيد

ملتي كه خود را رقيب يونان مي‌دانسته و با اهالي آن سرزمين روابط تاريخي داشته و از حيث آثار صنعتي نمونه‌هاي پرارزشي مانند مجاريهای تخت‌جمشيد به يادگار گذاشته، بي‌شك از موسيقي هم بي‌بهره‌ نبوده است.

هردوت در تاريخ خود راجع به ايرانيها مي‌گويد: ايرانيان براي تقديم نذر و قرباني به خدا و مقدمات خود مزبخ ندارند، آتش روشن نمي‌كنند، بر قبور شراب نمي‌پاشند، ولي يكي از موبدان حاضر مي‌شود و يكي از سرودهاي مقدس مذهبي را مي‌خواند.از اين نوشته چنين برمي‌آيد كه ايرانيان در آن موقع موسيقي مخصوصي براي تشريفات مذهبي داشته‌اند

مانی پیامبر ایرانی پایه وجایگاه اواز را بسیار بلند میشمارد وبا کوشش فراوان موسیقی دینی را در ایین خود رواج و گسترش داد و مزدک موسیقی را به عنوان یکی از نیروهای مینوی شناخته و رامشگر(سرپرست موسیقی)را یکی از چهار بزرگان ونزدیکان پادشاه جای داده بود

قديمي ترين سند از تاريخ موسيقي ايران ( و موسيقي جهان ) كه تا كنون به دست آمده مربوط به هزاره چهارم قبل از ميلاد است كه تاريخ موسيقي ايران را به پنج هزار سال قبل مي رساند.  مهري كه در چغاميشِ خوزستان كشف شده حاوي صحنه اي از اجراي موسيـقي در اين دوره تاريـخي اسـت ( 3300-3100 ق.م ). در اين مهر كه يك چنگ، يك ساز بادي و يك ساز كوبه اي به همراه خواننده تصوير شده اند نكات جالبي نهفته است. اولين نمونه ي چنگ هاي ايراني ( و حتي اولين نمونه ي جهاني ) در اين مهر مشاهده مي شود. چنگ نقش شده بر اين مهر به سه هزار سال پيش از ميلاد تعلق دارد در حاليكه قديمي ترين تصوير از چنگ هاي نقش شده بر مقابر مصري به 2000 تا 1500 سال پيش از ميلاد متعلق است. و حتي قديمي ترين نقش يافت شده از چنگ بين النهرين متعلق به 2300 پيش از ميلاد است.

اين مهر نشان دهنده ي قديمي ترين سازها و همچنين نشان دهنده ي قديمي ترين همنوازي در دنياست. تا اين زمان سند قديمي تري كه نشان از همنوازي باشد در ميان آثار باستاني يافت نشده است. اين مهر توسط هلن كانتور و پيناس دلوگاز در چغاميش خوزستان در سال هاي 1961 -1966 كشف شد و از آن تاريخ از ايران خارج شد و محل نگهداري آن نيز نا معلوم است. نقشي از اين مهر بر روي گل رس در موزه ي سازهاي كرمان موجود است

از آنجا كه پادشاهان ساساني، ايراني‌نژاد بودند و به بسط و توسعه تمدن ايراني علاقه مخصوصي داشتند، در دوره آنها علوم و صنايع ترقي كرد و موسيقي هم در اثر ترغيب و تشويق آنها بيش از پيش رواج و رونق گرفت. اردشير ساساني مردم را به طبقات مختلف تقسيم كرده بود كه از آن جمله موسيقي‌دانها طبقه خاصي را تشكيل مي‌دادند و در نزد او مقامي مخصوص داشتند. ذوق ادبي و موسيقي بهرام‌گور معروف است، چنانكه نوشته‌اند وي چهارصد تن نوازنده و خواننده از هند به ايران آورد و در زمان او موسيقي‌دانها بر ساير طبقات مردم مقدم بودند و او آنها را نوازش بسيار مي‌‌كرد. موسيقي دوره ساساني مخصوصاً در زمان خسروپرويز بيشتر ترقي كرد و باربد، موسيقي‌دان خاص او بود كه در كتاب‌هاي ادب و تاريخ مانند شاهنامه فردوسي و خسرو‌شيرين نظامي حكاياتي از او نقل شده است. به طوريكه نوشته‌اند باربد مخترع تعدادي نوا و آهنگ‌هائيست كه آنها را در حضور خسروپرويز مي‌نواخته و مشهور است كه وي سيصد و شصت لحن موسيقي براي روزهاي سال ساخته و هر روز اسامي كه نظامي در خسرو‌شيرين آمده معلوم نيست نغمات اختراعي باربد باشد ولي چون نام اغلب آنها فارسي خالص است و ديگران هم همين نامها را كم و بيش قبل از او تكرار كرده‌اند، مي‌توان با حدس نزديك به يقين گفت كه اين نغمه‌ها يادگار دوره ساساني است، از قبيل: گنج بادآور- آرايش خورشيد- نيمروز- مشگدانه- رامش‌جان- نوشين‌باده- نوروز- شبديز- كبك دري- كيخسروي- سبزه در سبزه- سروستان- ماه- شادروان مرواريد

ديگر از موسيقي‌دانهاي اين دوره، نكيسا مي‌باشد همينقدر او را در نواختن چنگ ماهر دانسته‌اند و نامش هنوز بر سر زبانهاست.ديگر بامشاد و رامتين يا (رامين) و آزاد و ارچنگي كه آنها از مطربان و رامشگران دوره خسروپرويز بوده‌اند

تجمل سلطنت ساسانيان خود دليل ديگريست كه موسيقي در آن دوره آبرو و احترام و رونق و اعتباري داشته است و دليل ديگر بر اهميت موسيقي دوره ساساني، اينكه عربها بعد از فتح ايران، موسيقي ايراني را عيناً اختيار كردند و بين آنها كه به كلي از اين هنر عاري بودند،نوازندگان و خوانندگاني پيدا شدند و موسيقي‌دانهاي ايراني  قدر و اعتباري به سزا يافتند

از سازهاي ذكر شده نمونه چنگ در طاق بستان ديده مي‌شود. از منظره شكارگاهي كه در طاق بستان هست چنين برمي‌آيد كه شاه و همراهانش در مردابي مشغول شكار هستند و زنهاي چنگ‌زن در قايقي نشسته با الحان موسيقي، وسائل خوشي آن‌ها را فراهم مي‌آورند. جاي بسي تعجب است كه اين ساز كه از قديمي‌ترين آلات موسيقي است و قبل از ايرانيها، ملل ديگر از قبيل مصريها و سوريها و عيلاميها و آسوريها هم با آن آشنايي داشته‌اند و در دوره ساساني هم معمول بوده كم‌كم در ايران از بين رفته است، درصورتيكه اين ساز فعلاً تكميل شده و در اركسترهاي اروپا معمول و متداول است.

از نظر علمي دايره موسيقي ما بسيار وسيع است زيرا وجود ربع پرده و فواصل ربع پرده‌اي سبب ايجاد يك عده گامهايي شده كه نظير آنها در موسيقي فرنگي نيست از قبيل گامهاي شور و سه‌گاه و چهارگاه و غيره. هر يك از مقامات موسيقي ما داراي حالات و صفات مخصوصي اس كه اين كيفيات موسيقي ما را نسبت به ديگر موسيقي‌ها و به‌خصوص موسيقي فرنگي ممتاز مي‌كند.

موسيقي ايران پيوستگي روح و جسم رابه همراه دارد و روح هاي بيشماري رابه يگانگي مي خواند نكته اي كه در اين برخورد بسيار پراهميت است، جان مايه ملي و آئيني اين هنر است كه آن را ايراني نگه مي دارد موسيقي ايراني بدن را به چرخه مي آورد. آواز، پيغام هايي را كه از جانب عرفاي ايراني در قالب وزن و قافيه برايمان آورده اند به صوتي خوش در گوش جانمان مي نشاند.بانگاهی به موسيقي هاي محلي تمام نقاط ايران، هركدام با نوا و صوتي متفاوت به ظهور مي رسند. در اين ميان رقص ها نيز به مثابه پيروي از موسيقي به شكل خاص بومي درمي آيند.بدن در اختيار صوت قرار مي گيرد. در موسيقي نواحي جنوبي قسمت هاي بالايي بدن به حركات ريز و خرد به حركت درمي آيند. در موسيقي كردي كل بدن از جا كنده مي شود و در نگاه كلي موسيقي ايراني در گروه و حركات دسته جمعي ديده مي شود. يعني اينكه پيوستگي نه تنها روح كه جسم را به همراه دارد و روح هاي بيشماري را به يگانگي مي خواند.

به امید آنکه قدر این گنجینه پارسی را بهتر بدانیم و ان را پاس بداریم.