ما زیاران چشم یاری داشتیم

آب می خواهم سرابم میدهند عشق می ورزم عذابم میدهند
خود نمیدانم كجا رفتم بخواب ، از چه بیدارم نكردی آفتاب؟
خنجری بر قلب بیمارم زدند بیگناهی بودمو دارم زدند
دشنه ای نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شكست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد یك شبه بیداد آمد و داد شد
عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام
عشق اگر اینست مرتد میشوم ، خوب اگر اینست من بد میشوم
بس كن ای دل نابسامانی بس است ، كافرم ىدیگر مسلمانی بس است
در میان خلق سر درگم شدم عاقبت آلوده ی مردم شدم
بعد از این با بی كسی خو میكنم هر چه در دل داشتم رو میكنم
نیستم از مردم خنجر بدست ْ، بت پرستم بت پرستم بت پرست
بت پرستم ، بت پرستی كار ماست ، چشم مستی تحفه ی بازار ماست
درد می بارد چو لب تر میكنم ، طالعم شوم است ، باور میكنم
من كه با دریا تلاطم كرده ام ، راه دریا را چرا گم كرده ام ؟
قفل غم بر درب سلولم مزن ، من خودم خوش باورم ،گولم مزن
من نمی گویم كه خاموشم مكن ، من نمیگویم فراموشم مكن
من نمی گویم كه با من یار باش ، من نمی گویم مرا غمخوار باش
من نمی گویم ،دگر گفتن بس است ، گفتن اما هیچ نشنفتن بس است
روزگارت باد شیرین ، شاد باش .. دست كم یك شب تو هم فرهاد باش
آه ، در شهر شما یاری نبود ، قصه هایم را خریداری نبود
وای ! رسم شهرتان بیداد بود ، شهرتان از خون ما آباد بود
از دیوارتان خون می چكد ، خون من ، فرهاد ، مجنون می چكد
خسته ام از قصه های شومتان ، خسته ام از همدردی مسمومتان
اینهمه خنجر ،دل كس خون نشد، اینهمه لیلی ، كسی مجنون نشد
آسمان خالی شد از فریادتان، بیستون در حسرت فرهادتان
كوه كندن گر نباشد پیشه ام ، بویی از فرهاد دارد تیشه ام
عشق ، از من دورو پایم لنگ بود،قیمتش بسیار و دستم تنگ بود
گر نرفتم هر دو پایم خسته بود ، تیشه گر افتاد ، دستم بسته بود
هیچكی دست مرا وا كرد ؟نه ! فكر دست تنگ مارا كرد ؟نه !
هیچكس از حال ما پرسید ؟نه ! هیچكس اندوه مارا دید؟ نه !
هیچكس اشكی برای ما نریخت هر كه با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنی است ، حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفال می زنم


حافظ دیوانم فالم را گرفت ، یك غزل آمد ، حالم را گرفت :
"
ما زیاران چشم یاری داشتیم      خود غلط بود آنچه میپنداشتیم

وطن

وطن٬وطن

نظر فکن به من که من

به هر کجا٬غریب وار٬

که زیر آسمان دیگری غنوده ام

همیشه با تو بوده ام

همیشه با تو بوده ام

اگر که حال پرسی ام

 

تو نیک می شناسی ام

من از درون قصه ها و غصه ها بر آمدم:

حکایت هزار شاه با گدا

حدیث عشق ناتمام آن شبان

به دختر سیاه چشم کدخدا

ز پشت دود کشت های سوخته

درون کومه ی سیاه

ز پیش شعله های کوره ها وکارگاه

 

تنم ز رنج٬عطر وبو گرفته است

رخم به سیلی زمانه خو گرفته است

اگر چه در نگاه اعتنای کس نبوده ام

یکی ز چهره های بی شمار توده ام

 

چه غمگنانه سال ها

که بال ها

زدم به روی بحر بی کناره ات

که در خروش آمدی

به جنب و جوش آمدی

 

به اوج رفت موج های تو

که یاد باد اوج های تو!

 

در آن میان که جز خطر نبود

مرا به تخته پاره ها نظر نبود

نبودم از کسان که رنگ و آب دل ربودشان

به گودهای هول

بسی صدف گشوده ام

گهر ز کام مرگ در ربوده ام

 

بدان امید تا که تو

دهان و دست را رها کنی

دری ز عشق بر بهشت این زمین دل فسرده وا کنی

به بند مانده ام

شکنجه دیده ام

سپیده٬ هر سپیده جان سپرده ام

هزار تهمت و دروغ وناروا شنوده ام

اگر تو پوششی پلید یافتی

ستایش من از پلید پیرهن نبود

نه جامه ٬جان پاک انقلاب را ستوده ام

 

کنون اگر که خنجری میان کتف خسته ام

اگر که ایستاده ام

و یا ز پا فتاده ام

برای تو٬ به راه تو شکسته ام

اگر میان سنگ های آسیا

چو دانه های سوده ام

ولی هنوز گندمم

 

غذا و قوت مردمم

همانم آن یگانه ای که بوده ام

 

سپاه عشق در پی است

شرار و شور کارساز با وی است

دریچه های قلب باز کن

سرود شب شکاف آن ز چار سوی این جهان

کنون به گوش می رسد

من این سرود ناشنیده را

به خون خود سروده ام

 

نبود و بود برزگر را چه باک

اگر بر آید از زمین

هر آنچ او به سالیان

فشانده یا نشانده است

 

وطن!وطن!

تو سبز جاودان بمان که من

پرنده ای مهاجرم که از فراز باغ با صفای تو

به دور دست مه گرفته پر گشوده ام

سیاوش کسرایی

آیا می دانید ما ایرانی هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

آياميدانيد :

اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند٬ اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند ٬اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند ٬ اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني٬ اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .

اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند٬ اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند ٬ اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند٬ اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد :

اولين مردماني كه سيستم  فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند ٬ اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند٬ اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند و اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند ٬اولين مردمانيكه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .

اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان ٬ اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد :

اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند ٬اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند ٬كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبیر بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .

كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد ٬كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .

آيا ميدانيد :

اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد ٬وار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد٬ اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .

كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اینکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .

آيا ميدانيد :

داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .

داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت .آ

داريوش در پايئز و زمستان 518 – 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد ٬ داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ٬ داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .

آيا ميدانيد :

اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ۶۵ سال به طول انجاميد ٬ داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن – كره – عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .

آيا ميدانيد :

داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نیز همراه بوده است ٬تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .

آيا ميدانيد :

داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .

داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاك –سازمان اطلاعات – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد٬ اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد ٬ داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوری ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد ٬ فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .

در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد .

آیامی دانید :

بله هیچکس باورش نمی شه ایران همون امپراطوری بزرگ که جزء چند کشور مطرح جهان بوده  بازم میشه همون ایران قبلی رو ساخت .

میشه همه چیز رو عوض کردفقط باید اعتقاد داشت به فکر، جسم و اراده ایرانی به امید ابادانی کشور عزیزمان .

 

دوباره می سازمت وطن

  

دوباره می سازمت وطن        اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم     اگرچه با استخوان خویش

دوباره می بویم از تو گل         به میل نسل جوان تو

دوباره می شویم از تو خون     به سیل اشک روان خویش

دوباره یک روز روشنا             سیاهی از خانه می رود

به شعر خود رنگ می زنم      ز آبی آسمان خویش

کسی که "عظم رمیم" را       دوباره انشا کند به لطف

چو کوه می بخشدم شکوه     به عرصه امتحان خویش

اگر چه پیرم ولی هنوز           مجال تعلیم اگر بود

جوانی آغاز می کنم             کنار نوباوگان خویش

حدیث "حب الوطن" ز شوق    بدان روش ساز می کنم

که جان شود هر کلام دل       چو برگشایم دهان خویش

هنوز در سینه آتشی            به جاست کز تاب شعله اش

گمان ندارم به کاهشی         ز گرمی دودمان خویش

دوباره می بخشیم توان         اگرچه شعرم به خون نشست

دوباره می سازمت به جان     اگرچه بیش از توان خویش

 

سیمین بهبهانی

 

آرامگاه فیروزان (ابولولو) مظهر مقاومت ایرانیان

 

آرامگاه فیروزان که در بین مردم به عنوان  مقبره امامزاده ابولولو  مشهور است  در شهر کاشان از استان اصفهان قرار دارد ابولولو آرامگاه سرباز گمنام یا به نامی است که برای نجات ایران با اعراب مهاجم جنگید

فیروز یا ابولولو یکی از ایرانیان در دوره اولیه ورود اعراب به ایران بوده است.. او کسی بود که عمربن خطاب خلیفه مسلمین و کسی را که به ایران لشکر کشید را به قتل رسانیده است .. فیروز دختری داشت که گویا مروارید نام داشت و از آنجا که در زبان عربی به مروارید لولو میگویند به فیروز ابو لولو یا پدر مروارید گفته میشد.

عبیدالله پسر عمر، پس از قتل پدرش  فیروزان را همراه با مروارید دخترش و هرمزان سردار معروف ایرانی و یک مسیحی ایرانی بنام حفینه به قتل رسانید.

آرامگاه فیروزان که در بین راه کاشان به شهر فین واقع است شامل یک حیاط، یک ورودیه، یک گنبد مخروطی با کاشیکاری فیروزه ای و سقف های نقاشی شده است.   تاریخ اصلی ساختن بنا مشخص نیست اما در نیمه دوم قرن چهاردهم  بازسازی شده و سنگ قبر جدیدی نیز بر روی مزار او قرار داده شده است.

دکتر محمد سلیم العوا  دبیر کل  اتحادیه جهانی علمای مسلمان (که شهرتش از آنجائی است که گفته خداوند زن ها را برای بارور شدن و بچه آوردن به دنیا آورده است). درگفت و گو با سایت خبری العربیه اظهار داشت : این مزار، قبر قدیمی یکی از صوفیان بوده که دولت ایران چند روز پیش آن را تعطیل کرده است.  وی اضافه کرد : تخریب این مکان نیازمند تصمیم طرفهای مسئول محلی و نیازمند زمان بیشتر است اما خبر تخریب آنرا بزودی خواهیم شنید.

(جالبه که یک بیگانه از تخریب آثار تاریخی ما در اینده نزدیک اظهار امیدواری میکنه)

وطن

وقتی تو می گویی وطن...

وقتی تو می گویی وطن من خاک بر سر می کنم

گویی شکست شیر را از موش باور میکنم

وقتی تو میگویی وطن بر خویش می لرزد قلم

من نیز رقص مرگ را با او به دفتر می کنم

وقتی تو می گویی وطن یکباره خشکم می زند

وان دیده ی مبهوت را با خون دل تَر می کنم

بی کوروش و بی تهمتن با ما چه گویی از  وطن

با تخت جمشید کهن من عمر را سر می کنم

وقتی تومی گویی وطن بوی فلسطین می دهی

من کی نژاد عشق با تازی برابر می کنم

وقت تو می گویی وطن از چفیه ات خون می چکد

من یاد قتل نفس با الله و اکبر میکنم

وقتی تو میگویی وطن شهنامه پرپر می شود

من گریه بر فردوسی آن پیر دلاور  میکنم

بی نام زرتشت مَهین ایران و ایرانی مبین

من جان فدای آن یکتا پیمبر می کنم

خون اوستا در رگ فرهنگ ایران می دود

من آیه های عشق را مستانه از بر می کنم

وقتی تو می گویی وطن خون است و خشم وخودکشی

من یادی از حمام خون در تَلِ زَعتَر(اردوگاهی در فلسطین) میکنم

ایران تو یعنی لباس تیره عباسیان

من رخت روشن بر تن گلگون کشور می کنم

ایران تو با یاد دین زن را به زندان می کشد

من تاج را تقدیم آن بانوی برتر می کنم

تاریخ ایران تو را شمشیر تازی می ستود

من با عدالتخواهیم یادی ز حیدر میکنم

ایران تو می ترسد از بانگ نوایِ نای و نی

من با سرود عاشقی آن را معطر میکنم

وقتی تو میگویی وطن یعنی دیار یار و غم

من کی گل"امید"را نشکفته پر پر میکنم


شعر از استاد مصطفی بادکوبه ای

پیشینه پرچم ملي ايران

 

نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک(ضحاک) بر میگردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید

فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهی زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان " درفش کاویان " پدید آمد. نخستین رنگهای پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه ی ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران بوده است.

درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده بود.تقریبا پنج متر عرض و هفت متر طول داشت.

درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می رسید تعدادی جواهر بر آن می افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد  سپس دستور داد تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند.
با فتح ایران به دست اعراب - مسلمان، ایرانیان تا دویست سال هیچ درفش یا پرچمی نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملی ایران زمین، یعنی ابومسلم خراسانی و بابک خرم دین داری پرچم بودند. ابومسلم پرچمی یکسره سیاه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همین روی بود که طرفداران ین دو را سیاه جامگان و سرخ جامگان می خواندند. از آنجایی که علمای اسلام تصویرپردازی و نگارگری را حرام میدانستند تا سالهای مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران بر روی درفش ها تصویر نمی شد.

 

رنگهای پرچم

سبز - نشانه خرمی و دوستی

سپید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)

سرخ - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران

این سه رنگ از دیر باز در نمادهای ایرانی بکار می‌رفته‌اند. برای نمونه در نگاره‌هایی که از کاخ‌های شوش بدست آمده‌است و در موزه لوور نگهداری میشود.این سه رنگ را به این ترتیب میتوان دید.

 پرچمهای ایران از گذشته تا کنون

  شاه اسماعیل وشاه طهماسب اول

   

شاه صفی دوم

  

  نادر شاه                                   

    

      علیقلی شاه عادل                                   

           

         آغا محمدخان قاجار          

    

    محمدشاه قاجار                   

                             

ناصرالدین شاه    

                            

رضا خان ومحمد رضا شاه پهلوی 

       

  و دوره فعلی

                                     

کدومش قشنگتره ؟                                             

متن روی سنگ قبر کوروش

من کوروش هستم ، شاه هخامنشی

ای مردی که هر که هستی و از هر کجا می آیی

زیرا میدانم که خواهی آمد

من کوروش هستم که به ایرانیان شاهنشاهی بخشید .

با من مشاجره مکن یگانه چیزی که هنوز برای من باقی مانده است


یک مشت خاک ایران است که پیکر مرا پوشانده

کوروش قبل از مرگش با هوشیاری و ذکاوت خاصی وصیت به دفن خود و مادرش ماندانا در مکانی دست نیافتنی می نماید.اسکندر مقدونی پس از غارتهای فراوان و تخریب مکانهای ایرانیان به قبر کوروش میرسد و در صدد اهانت به مدفن او برمی آید که در نهایت تعجب به کتیبه ای داخل معبد میرسد که کوروش خطاب کرده: اینجا ملک فرمانروائی من است.

اینجا ملک دلیران است و این ملک هیچ خائن و غارتگری را نمی پذیرد.

و مطالبی که حاکی از سلطه مستحکم کوروش و ایرانیان بر سرزمین پارس دارد.و اسکندر ناموفق منصرف میشود.بعدها اعراب روی آن کتیبه خطوط عربی و آیه های قرآن حکاکی میکنند که هنوز هم برجاست.دلیل سلامتی نسبی مقبره کوروش نیز بدان جهت است که با حمله عربها به منطقه پارسه و پاسارگاد ساکنین بازمانده آنجا قبر کوروش را مقبره مادر حضرت سلیمان (ع) ذکر نموده تا متجاوزین از تخریب مکان منصرف شوند

 

مستند تصویری - تشریحی از شیوه مرمت سقف آرامگاه کوروش

در 26 آبان ماه خبرگزاری مهر خبر از تخریب سقف آرامگاه کوروش در جریان مرمت این بنا داد. مسئولان سازمان میراث فرهنگی و مدیر بنیاد پژوهشی پارسه در حالی این خبر را تکذیب کردند که مستندات موجود تصویری خود روایت صادقی است تا افکار عمومی در خصوص مرمت یا تخریب بودن اینگونه رفتار با میراث فرهنگی کشور به قضاوت بنشینند

این خبرگزاری به عنوان رسانه ای که بیطرفی و چند صدایی بودن را معیار کار حرفه ای خود در امر اطلاع رسانی شفاف قرار داده است، مجددا اعلام می کند که حاضر به شنیدن توضیح مسئولان مربوطه درباره عکسها و سایر مستندات موجود درباره نحوه مرمت آرامگاه کوروش است و از برگزاری هرگونه مناظره و جلسه نقد و بررسی در این باره نیز استقبال می کند. اما سکوت مسوولانی که باید پاسخگو باشند ، عملکرد مثبتی از آنها به تصویر نخواهد کشید.

در عین حال برای روشن شدن مبنای علمی و استنادی انتشار خبر تخریب سقف آرامگاه کوروش، برای اولین بار برخی از تصاویر مربوط به نحوه مرمت آرامگاه کوروش را منتشر می کنیم

تصویر گویای همه چیز هست. بجای تراش دادن علمی و اصولی سنگی جدید، سنگ تاریخی بنا را که از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است با شیوه ای کاملاً غیر علمی تراش داده و تخریب کرده اند. تراشه هایی که ملاحظه می کنید متعلق به قطعه سنگی از بدنه آرامگاه است

تصویر دیگری از نحوه مرمت یا تخریب سنگهای اصلی سقف آرامگاه. تراشه سنگ تاریخی در پایین تصویر قابل مشاهده است. کارشناسان معتقدند که این شیوه در مرمت یک اثر باستانی امری کاملاً منسوخ است و حتی اگر بکار بردن سنگهای جدید در قسمتهای مورد مرمت ضروری می نمود هرگز نباید سنگ تاریخی تراش داده می شد. بلکه باید از سنگهای مطابق با الگوی مورد نیاز استفاده می شد

 

تخریب بخشهای دیگری از سقف. همانطور که در تصویر می بینید سنگ 2500 ساله سقف آرامگاه با ابزار و شیوه ای کاملاً غیر علمی تراشیده شده است

استفاده از چکش بادی برای سوراخ کردن سنگ سقف آرامگاه یکی دیگر از مواردی است که کارشناسان امر مرمت را به واکنش و انتقاد نسبت به نحوه مرمت سقف آرامگاه کوروش واداشته است. چرا که این چکشها به عنوان ابزار ضربه زننده قوی (شوک سنگین به سنگ در زمانی کوتاه) باعث فرود آمدن ضربات مخرب و شدید بر بدنه سنگ و باز شدن ترکها و ریز ترکها در سنگ می شود

تصویری از نحوه جابجایی سنگهای سقف آرامگاه کوروش که در آن بکارگیری از شیوه ها و ابزار ابتدایی و غیر حرفه ای در جریان مرمت این اثر جهانی کاملاً مشخص است. چنانکه در عکس ملاحظه می کنید نحوه بکارگیری اهرم فلزی برای جابجایی سنگ موجب صدمه به سنگهای زیرین و خراش و خسارت آنها شده است

در این تصویر نمونه ای از نحوه بست های فلزی بکار رفته در مرمت آرامگاه کوروش را ملاحظه می کنید. چنانکه می بینید برای این کار از آهنهای معمولی که دچار زنگ زدگی هم هستند برای احیای بست ها استفاده شده است. کارشناسان امر مرمت بر این نکته تأکید دارند که باید لااقل برای استفاده از بستهای فلزی از آهنهای استیل و روکش دار استفاده شود. از نظر آنها علت این امرنیز چگالی سرب و آهن و وضعیت قرار گیری این بست ها در معرض عوامل جوی است که خطر تاثیرات مخرب ناشی از اختلاف نوسانی حرارتی باعث می شود تا در صورت رسیدن آب به فلز، فلز دچار زنگ زدگی در درون سنگها شود و این امر خطرات غیر قابل بازگشتی برای سنگهای آرامگاه دارد

استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز است